سديد الدين محمد عوفى
282
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و هركس كه افعال و اقوال او « 1 » به زينت لطف و كرم حاوى بود و از سمت جور و ستم خالى طوق ولاى او « 2 » در گردن عالميان و شوق هواى او در جان آدميان باشد چنانكه ذات بىنظير صاحب اجل كبير ، آصف رأى بزرجمهر تدبير ، ماه « 3 » رأى مهر ضمير ، سلطان شكار قلعهگير ، نظام الملك ، قوام الدولة و الدّين ، ملك ملوك الوزرا ضاعف « 4 » اللّه جلاله است . صاحبى كه لطف او آب آب مىبرد و حلمش خاك را به قدم آز « 5 » مىسپرد . بيت « 6 » آن صاحب ستوده كه دام فضاى عرش * شهباز قدر و جاه و را آشيان سزد عادل نظام ملك محمد كه دهر را * معمار رأى قاهر او قهرمان سزد صدر بزرجمهر كفايت كه بر درش * دربان و پردهدار چو نوشين روان سزد مر قصر قدر رأى ورا « 7 » دولت جوان * هندوى تير « 8 » قد زحل پاسبان سزد برجيس كو بسعد جهان راست ميزبان * در منزل سعادت او ميهمان سزد مريخ كوست شعلهاى از نار خشم او * در روز حشر بر سر رمحش « 9 » سنان سزد
--> ( 1 ) متن - او ( 2 ) متن و مپ 2 : طرف والاى ( 3 ) متن - ماه ( 4 ) مج : مد ( 5 ) مج : خاك را تقدم از راه ( 6 ) مپ 2 : قطعه ، مج و بنيار : نظم ( 7 ) متن : قصد او را از ، مج : قدر او را از ( 8 ) متن و مج و بنياد : پير ( 9 ) متن و مپ 2 : زخمش